تبليغاتX
گروه کوهنوردی زاگرس اصفهان
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
آموزه هایی درباره کوهستان
بخش اول: اهميت كوه ها
كوه ها، چه از نظر گستره اى كه در زمين دارند و چه از نظر شكل و نيز تاثير در طبيعت، از مهمترين ساختارهاى كره زمين هستند. كوه ها يك پنجم سيماى زمين را تشكيل مى دهند، زيستگاه دست كم يك دهم از مردم جهانند، يك سوم از مردم جهان از جنبه غذا، برق، چوب و مواد معدنى به كوه ها وابسته اند و نيمى از آب شيرين مصرفى مردم جهان از كوه ها سرچشمه مى گيرند. مطابق يك اصل بوم شناختى (ecologic) هر اندازه پستى و بلندى يا چين و شكن منطقه اى بيشتر باشد، «تنوع زيستى» يعنى گوناگونى جانوران و گياهان آن منطقه، بيشتر خواهد بود. به اين دليل در كوه ها، گونه هاى بسيار متنوع جانورى و گياهى را مى توانيم ببينيم، پاره اى از گونه هاى گياهى در سمت سايه گير صخره ها و دامنه ها و پاره اى ديگر در سمت آفتاب گير رشد مى كنند. پاره اى از آنها در ارتفاع هاى پايين كه گرمتر هستند و پاره اى ديگر در ارتفاع هاى بالاتر كه سردتر هستند مى رويند. جانوران گوناگون هم با استفاده از پوشش گياهى متنوع و در پناه امكانى كه صخره ها و غارهاى كوهستان براى زيست آنان فراهم مى سازد، جمعيت هاى قابل توجهى را شكل مى دهند. به اين ترتيب، در مجموعه كوهستان ها و كوهپايه ها، «گيا» (حيات گياهى منطقه = flora) و «زيا» (حيات جانورى منطقه = fauna) تنوع چشم گيرى دارد.
كوهستان جز آن كه بستر انبوهى از گياهان و زيستگاه گونه هاى جانورى خاص خود است، امروزه با از ميان رفتن طبيعت دشت ها به دليل فعاليت هاى كشاورزى و صنعتى و شهرسازى، به پناهگاه پاره اى از گونه ها كه از دشت ها رانده شده اند، بدل شده است. در سرزمين هايى كه پيشينه تمدنى ديرين دارند - مانند ايران - طبيعت بكر معمولاً فقط در كوه ها باقى مانده است، زيرا دشت ها از قرن ها پيش مورد بهره بردارى سنگين انسان بوده است. براى مثال در ايران جنگل را فقط در كوه ها مى توان يافت و در نواحى هموار جز چند «لكه » كوچك، چيزى از جنگل باقى نمانده است.
• كوه ها، برج هاى آب
كوه ها سدهايى هستند در برابر جريان هواى كره زمين، هوا و رطوبتى كه در آن است، در برخورد با كوه به بالا رانده و در نتيجه سرد و متراكم مى شود. در اين حال، امكان بارش باران و برف فراهم مى شود. بارش ها يا از شكاف ها و حفره هاى كوهستان به عمق زمين نفوذ مى كنند - و به اين ترتيب از تبخير شدن در امان مى مانند و در پايين دست ظاهر مى شوند - يا به شكل برف ذخيره مى شوند و از محل اين ذخيره، امكان جريان يافتن پيوسته جويبارها و رودها فراهم مى آيد. اگر كوه ها نبودند، در سرزمينى مانند ايران، بارش از آن چه كه هست كمتر مى شد و در تابستان ها هيچ روانابى نداشتيم. بنابراين مى توان گفت كه كوه ها، برج هايى هستند كه آب را ذخيره مى كنند و در طول سال، دامنه ها و كوهپايه ها و دشت ها را با جريان «كنترل شده» آب سيراب مى سازند.
• كوه ها، سرچشمه رودها و سرمنشاء تمدن
بسيارى از تمدن هاى جهان، در كناره رودخانه هايى كه از كوه ها سرچشمه مى گيرند، پديد آمده اند. تمدن «ميان رودان» (بين النهرين) كه از قديمى ترين تمدن هاى جهان است، در كناره هاى دجله و فرات شكل گرفت. در مرزهاى كنونى ايران، تمدن بزرگى كه در سيستان وجود داشته و بقاياى آن به نام «شهر سوخته» معروف است، در كناره هاى رود هيرمند - و تمدن تازه كشف شده جيرفت - در كناره هاى هليل رود شكل گرفته بودند. منشاء تمامى آب هاى جارى و بخش عمده اى از آب هاى زيرزمينى ايران، كوه ها هستند و به اين دليل زندگى در اين سرزمين به طور كلى مديون كوه ها است. در ديگر نقاط جهان هم، رودهايى كه از كوه ها سرچشمه مى گيرند، آبادانى و بركت را براى دشت ها به ارمغان مى برند. براى نمونه مى توان از رود زرد در چين و رودخانه گنگ در هند نام برد كه از كوه هاى هيماليا سرچشمه مى گيرند، يا رود سند در پاكستان كه از كوه هاى قراقوروم جارى مى شود و رود راين در اروپا كه از كوه هاى آلپ سرچشمه مى گيرد.
• كوهستان، خاستگاه فرهنگ و تنوع فرهنگى
سرزمين هاى كوهستانى، كم و بيش به صورت جدا از يكديگر و دور از دشت ها، حامل فرهنگ هاى گوناگونى هستند كه در گذر طولانى زمان به دست قوم ها و گروه هاى انسانى مختلف پديد آمده اند. رنگارنگى تمدن ها و جلوه هاى چشمگير زيست انسانى، تا حد بسيارى نتيجه تنوع فرهنگى شكل گرفته در كوهستان ها است.
كوه ها حدود دوسوم سطح ايران را دربرمى گيرند (حدود ۸۶ ميليون هكتار كوه هاى مرتفع و ۳۰ ميليون هكتار كوهپايه ها و تپه هاى مرتفع) و تقريباً نيمى از روستاهاى كشور كه محل بيشتر فعاليت هاى كشاورزى و دام پرورى هستند، در نواحى كاملاً كوهستانى قرار دارند. شيوه هاى متفاوت زندگى در كوهستان و دور بودن محل هاى زندگى كوه نشينى از يكديگر و دسترسى دشوار به آنها، موجب شكل گرفتن فرهنگ و آداب گوناگون شده است. در ايران، بسيارى از زبان ها و نيم زبان ها و گويش ها، آوازها، گوشه هاى موسيقى، رقص ها، شيوه هاى معمارى و دستباف ها (فرش، گليم، و...) خاستگاه كوهستانى دارند.
يكى از شيوه هاى جالب توجه زيست انسانى كه پيوند تنگاتنگى با كوهستان دارد، زندگى عشايرى است. اين شيوه، بيش از هر جاى ديگر جهان، در ايران متداول بوده است و نمونه استفاده هوشمندانه و كم و بيش «پايدار» از مرتع هاى كوه و دشت است. البته امروزه با افزايش جمعيت انسانى و زياد شدن تعداد دام ها، ساخت و ساز در مسيرهاى «ييلاق - قشلاق» و نيز الزام هاى زندگى نوين، ديگر زندگى عشايرى به شكل گذشته نمى تواند دوام آورد اما مى توان از زيست ِ سازگار با طبيعت كه ايل ها و طايفه هاى عشايرى در گذشته داشتند، درس هاى ارزنده اى براى زندگى امروزين گرفت. از دستاوردهاى هنرى عشاير ايران، مى توان به قالى ها و گليم هاى دست باف ايل قشقايى (ايل بزرگى كه طول مسيرهاى ييلاق - قشلاق آن چندصد كيلومتر بوده است) اشاره كرد. اين دست بافت ها به دليل محيط هاى متنوع زندگى كه آفرينندگان آن داشته اند و به خاطر برخوردارى آنان از طبيعت رنگارنگ و پرجلوه كوه ها و كوهپايه ها، چنان تنوعى در طرح ها و چنان سرزندگى در رنگ ها و اصالت در مواد اوليه دارند كه موجب شهرت بى نظير آنها در جهان شده است.
كوه ها، الهام بخش شاعران و نويسندگان و عارفان بوده و موضوع بسيارى از اسطوره ها و داستان هاى دلكش با كوه ارتباط دارد. براى نمونه مى توان به داستان زندگى زال پدر رستم - معروف ترين پهلوان اسطوره اى ايران- اشاره كرد كه در كوهستان بزرگ شد و سيمرغ پرنده افسانه اى كه ياور فرهيختگان است- و آن هم مطابق داستان هاى ايرانى در كوه مى زيد - از زال مراقبت كرد و بعدها چندبار به رستم يارى رساند. داستان پركشش ديگر، اسطوره آرش كمان گير است كه پرتاب تير سرنوشت ساز او از فراز البرزكوه (يا دماوند) مرز كشور ايران را با توران تعيين كرد. در بسيارى از دين ها و باورها، كوه ها مكان هاى پاكيزه و مقدس به شمار مى روند. در باورهاى كهن ايرانى، مهر يا ميترا فرشته روشنايى و نگاهبان عهد و پيمان، همچنين آناهيتا فرشته نگاهبان آب، در كوه جايگاه دارند. پيدا است كه آب خيز بودن كوه ها، در سرزمين كم آب ايران جايگاه پرارجى را به آنها بخشيده است.
• كوه ها، تفرجگاه هاى بى مانند
از ديرباز انسان ها براى بهره مند شدن از هواى فرح بخش و تماشاى گل و گياه و شنيدن نواى دلكش رودها به كوه مى رفته اند. فردوسى مى گويد:
كنون خورد بايد مى خوش گوار
كه مى بوى مشك آيد از كوهسار
هوا پرخروش و زمين پر ز جوش
خنك آن كه دل شاد دارد به نوش
همچنين براى دور كردن اندوه و راندن بى قرارى به كوهپيمايى مى پرداخته اند. نظامى در داستان خسرو و شيرين مى گويد كه فرهاد از دل تنگى راه كوه و دشت را پيش گرفت:
گرفته كوه و دشت از بى قرارى
وزو در كوه و دشت افتاده زارى
نيما يوشيج شاعر بزرگ معاصر در چندين شعر به توصيف كوه ها و كوهپيمايى مى پردازد و از عشق خود به كوهستان و مردم كوه نشين سخن مى گويد. او شعر معروف «افسانه» را از «دره اى سرد و خلوت» و با توصيف بادِ سر كوه «نوبن» كه زبان به سخن مى گشايد، آغاز مى كند.
امروزه بخش مهمى از اوقات فراغت انسان ها به گردش در طبيعت و انجام ورزش هايى كه در محيط هاى طبيعى انجام مى شوند، اختصاص دارد. پياده روى در كوهستان و نيز كوهنوردى جدى از مهمترين تفريح ها و ورزش هاى طبيعى هستند. در كشور اتريش حدود ده درصد مردم به كوهنوردى مى پردازند و در ايران، هر هفته در روزهاى تعطيل صدها هزار نفر براى كوه گردى يا كوهنوردى به كوهستان مى روند. نه تنها كسانى كه رشته ورزشى مورد علاقه شان، كوهنوردى است، بلكه افرادى كه به ورزش هاى ديگر - مانند فوتبال، كشتى، دووميدانى - هم مى پردازند، براى افزايش ظرفيت ششى و تقويت ماهيچه هاى پا و تواناتر شدن قلب خود، كوه پيمايى مى كنند.
آرامشى كه با تماشاى چشم اندازهاى پرشكوه كوهستان و غرقه گشتن در زيبايى و سكوت آن به دست مى آيد، براى انسان پركار امروزين كه در فضاهاى تنگ و پر سر و صدا كار مى كند، نعمتى بزرگ و باارزش است.

• بخش دوم: كوهنوردى
كوهنوردى بخشى از تجربه انسان در زيستن بر زمين است، چرا كه بسيارى از منطقه هاى زمين كوهستانى است و آدمى براى گذر از اين سرزمين ها به مهارت هاى ويژه نياز داشته است. تسلط بر اين مهارت ها، انسان عادى را به «كوهنورد» بدل مى سازد. از ديرباز، اشخاصى وجود داشته اند كه ماهرانه از كوه ها - حتى صخره هاى دشوار- بالا مى رفته اند (در پاره اى از سفرنامه ها و ديگر نوشته هاى قديمى اران، از اين افراد به عنوان «كوه رو» نام برده شده) و اين كار را براى شكار، معدن كاوى، چراندن دام، جمع آورى هيزم يا گياهان علوفه اى و دارويى، يا به منظور فعاليت هاى نظامى و... انجام مى داده اند.
ويل دورانت، تاريخ نگار بزرگ، تاريخ سرزمين پارس را با شرح زندگى قوم ماد آغاز مى كند؛ او مى نويسد: «مادها از نژاد هندواروپايى به شمار مى روند و محتمل است كه در تاريخ هزار سال قبل از ميلاد از كناره هاى درياى خزر به آسياى باخترى آمده باشند... اين قوم، در كوه هايى كه به عنوان جايگاه خود در ايران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سيم و زر، سنگ مرمر و سنگ هاى گران بها به دست آوردند و چون قومى نيرومند بودند و زندگى ساده اى داشتند، به كشاورزى بر دشت ها و دامنه هاى تپه هاى منزلگاه خود پرداختند و زندگى آسوده اى براى خويش فراهم ساختند.» رفتن به كوه ها از جهت ديگرى نيز ضرورى بوده است: در شرايط حمله بيگانگان به سرزمين مادرى (كه در تاريخ ايران بسيار رخ داده است)، كوهستان پناهگاه مبارزان بوده است. تاريخ كشور ما پر است از جنبش هاى آزادى خواهانه و ضدبيگانه كه پايگاه دست اندركاران آن كوهستان بوده است.
• ورزش كوهنوردى در جهان
خاستگاه ورزش كوهنوردى را «كشورهاى آلپى» اروپا (فرانسه، ايتاليا، اتريش، سوئيس) مى دانند. بسيارى از اهالى اين كشورها به دليل وجود رشته كوه آلپ، از ديرباز با فن پيمايش كوه ها آشنا بوده اند. چند مورد از كوهنوردى هايى را كه نه به منظور شكار و معدن كاوى و كشورگشايى... بلكه فقط براى كوهنوردى (دست يافتن به قله ها و گردنه ها، نورديدن راه هاى نو) انجام شده است، مى توان در قرن ها قبل هم ديد؛ مثلاً صعود پت راركا (petrarca) اهل ايتاليا به قله كوه وانتو (Mont Ventox) در سال ۱۳۳۶ ميلادى. اما كار جدى تر كوهنوردى صدها سال پس از اينها آغاز شد. در سال ۱۷۶۰ يك دانشمند ثروتمند سوئيسى از منطقه مون بلان: Mont Blanc (بلندترين كوه آلپ كه ۴۸۰۷ متر ارتفاع دارد) ديدن كرد و گفت به هر كس كه بتواند تا قله اين كوه برود، جايزه اى خواهد داد. پس از چندين تلاش، سرانجام در ۱۸ اوت ۱۷۸۶ يك پزشك به نام دكتر پاكار (Paccard) و يك راهنماى محلى به نام بالما (Balmat) اهل فرانسه توانستند پا بر قله مون بلان بگذارند. از ميانه هاى قرن نوزدهم، كوهنوردى شكل باز هم جدى تر و پيوسته ترى به خود گرفت؛ در سال ،۱۸۵۴ آلفرد ويلز (Alfred wills) به قله ۳۷۰۱ مترى و)Matterhorn در كوه هاى آلپ صعود كرد. از اين سال، دوره اى آغاز شد كه به «عصر طلايى كوهنوردى» معروف شد؛ در اين دوره، كوه هاى بلند آلپ ها يكى پس از ديگرى صعود شدند. فتح قله سنگى و دشوار مترهورن: (Matterhorn ۴۴۷۷ متر) در سال ۱۸۶۵ به دست ادوارد ويمپر (E.Whymper) و همراهانش كه در جريان آن چهار نفر كشته شدند، پايان «عصر طلايى» كوهنوردى است. پس از آن كوهنوردان جسور و نوآور ديگر فقط به دست يابى به قله ها نمى انديشيدند، بلكه در انديشه صعود از ديوارهاى سنگى و يخى دشوار و به جا گذاشتن «ركورد»هاى جديد بودند.
نخستين باشگاه كوهنوردى جهان، به نام آلپاين كلاب (The Alpine Clube) در سال ۱۸۵۸ در انگلستان پايه گذارى شد و در چند سال پس از آن، باشگاه هاى مشابه در كشورهاى اتريش، سوئيس، ايتاليا و... تاسيس شد.
امروزه، ورزش كوهنوردى، دلمشغولى و حتى حرفه افراد بى شمار است: ميليون ها نفر به شكل تفننى كوهنوردى مى كنند و هزاران نفر با كوهنوردى، سنگ نوردى، راهنمايى كوه پيمايان، اسكى كوهنوردى، توليد و فروش وسايل كوهنوردى زندگى مى كنند.
• كوهنوردى در ايران
ابوالفضل صدرى در كتاب «تاريخ ورزش» مى نويسد: «از ۱۲۹۵ شمسى كه ميرمهدى ورزنده از بلژيك و تركيه به ايران آمد، ورزش در آموزشگاه هاى كشور شكل گرفت. قبل از ايشان فقط در مدارس نظام، به وسيله بعضى از افسران خارجى از قبيل اتريشى ها و روس ها و سوئدى ها به طور ناقص تعليمات ورزش داده مى شد.» صدرى همچنين اشاره مى كند كه نخستين باشگاه ورزشى در تهران در همان سال ها تاسيس شد. نام اين باشگاه، «كلوب ايران» بود كه عده اى از اشراف و اعيان و نمايندگان سياسى خارجى پايه آن را گذاشته بودند و در آن به اسب سوارى و چوگان و ورزش هاى ديگرى پرداختند
«قانون ورزش اجبارى در آموزشگاه ها» در ۱۴ شهريور ۱۳۰۴ به تصويب مجلس شوراى ملى رسيد و «انجمن پيشاهنگى و تربيت بدنى» (كه بعدها به سازمان تربيت بدنى تغيير نام داد) در ۲۷ فروردين ۱۳۱۳ به ثبت رسيد. فدراسيون هاى ورزشى - از جمله فدراسيون كوهنوردى - در سال ۱۳۲۶ تشكيل شدند.
كوهنوردى گروهى از سال ۱۳۱۱ به همت منوچهر مهران و عده اى ديگر در مشهد آغاز شد. مهران در سال ۱۳۲۳ سرپرستى يك كاروان چهل نفره را در صعود به قله دماوند به عهده داشت و پس از اين برنامه، پيشنهاد تاسيس يك باشگاه رسمى كوهنوردى را داد كه مورد استقبال آن صعودكنندگان و مسئولان ورزش قرار گرفت. منوچهر مهران از همين سال پايه باشگاه نيرو و راستى را مى گذارد كه يك بخش مهم از فعاليت آن، كوهنوردى بود.
• چگونه به كوه برويم؟
پيش از آن كه به كوه برويم، بايد بدانيم كه ورزش در طبيعت، تفاوت بنيادى با ورزش هاى ديگر دارد. نخست اين كه محيط اين ورزش (كوهستان) دست ساخته انسان نيست، بلكه حاصل ميليون ها سال كار عوامل پيچيده طبيعى است و به اين دليل اگر آسيبى به محيط كوهستان وارد سازيم جبران آن به سادگى ميسر نخواهد بود. ديگر آن كه عامل هاى موجود در كوهستان بسيار نيرومند و تحرك آنها تا حد زيادى پيش بينى نشدنى است و از اين رو خطر براى ورزشكار بى احتياط و ناآزموده بسيار زياد است. يكى از كوهنوردان باتجربه گفته است كه در كوهنوردى دو چيز را بايد بياموزيم: اصول ايمنى در كوهستان براى آن كه به خود آسيب نرسانيم و اصول حفاظت كوهستان براى آن كه به كوه آسيب نرسانيم. نخستين برنامه هاى كوهپيمايى خود را بهتر است كه همراه فرد يا گروهى باتجربه اجرا كنيد. معمولاً اينان مى دانند كه رفتن به چه منطقه و تا چه ارتفاعى براى يك مبتدى مفيد و جذاب است. همچنين مى دانند كه چه وسايل و موادى براى شما لازم است. در عين حال بهتر است كه خودتان به ايشان توضيح دهيد كه تاكنون چه كارهاى كوهنوردى كرده ايد و بگوييد كه قصد نداريد در ابتداى فعاليت هاى جدى خود، كار برجسته و دشوارى انجام دهيد!
در نخستين برنامه هاى خود سعى نكنيد كه پا به پاى كسانى باشيد كه بيشتر كوهنوردى كرده اند، چرا كه ممكن است خود را بسيار خسته كنيد يا به خطر اندازيد. به ويژه اگر با اعضاى يك گروه يا باشگاه كوهنوردى حركت مى كنيد، توجه داشته باشيد كه در اين جمع ها معمولاً اشخاص ماجراجو و نترسى پيدا مى شوند كه پا را از «حاشيه هاى اطمينان» فراتر مى گذارند؛ شايد اين اشخاص، آگاهانه براى گذر از مرزهايى (به جا گذاشتن «ركورد» و...) خود را مثلاً درگير يك مسير سنگى دشوار كنند، يا قصد صعود سريع به قله را داشته باشند. اما شما به اين وسوسه دچار نشويد كه خود را قوى نشان دهيد در عوض، بهتر است به سرپرست برنامه توضيح دهيد كه مى خواهيد بدون فشار آوردن بر خود و بدون پذيرش خطر از كوه لذت ببريد. در واقع، سرپرست برنامه اى كه اشخاص مبتدى يا كارآموز را با گروه خود به كوه مى برد، بايد اين موضوع را بداند، اما شما هم از تذكر فروتنانه و محترمانه خوددارى نكنيد. در آينده، وقت براى يادگيرى و انجام كارهاى دشوارتر خواهيد داشت. نخستين برنامه هاى كوهنوردى شما بايد در فصل گرم سال باشد (نيمه جنوبى كشور: فروردين تا آبان، نيمه شمالى كشور: اواخر ارديبهشت تا نيمه مهرماه) و زمانى كه صرف بالا رفتن مى كنيد از سه چهار ساعت بيشتر نباشد. وسايلى كه براى چنين برنامه هايى لازم داريد، مى تواند بسيار ساده باشد: يك كفش ورزشى كه زيره ضخيم و كمى نرم (براى جلوگيرى از سر خوردن) داشته باشد، يك كوله پشتى كوچك، يك شلوار و پيراهن آزاد، پيراهن بادگير، عينك آفتابى ضداشعه فرابنفش (UV protection)، كرم ضدآفتاب، حدود دو ليتر آب (اگر مطمئن هستيد كه چشمه آب پاكيزه اى سرراهتان هست، يك قمقمه يك ليترى كافى است)، كمى تنقلات، نان و ميوه و ديگر اقلام خوراكى. هيچ گاه شيفته وسايل و پوشاك رنگارنگى كه در دست و برتن ديگران (يا احتمالاً در مجله هاى كوهنوردى) مى بينيد، نشويد. براى خريد هميشه فرصت هست و پيوسته چيزهاى نو به بازار مى آيند، خيلى معقولانه و صرفه جويانه ببينيد كه به راستى چه چيزى مورد نيازتان است و اگر فلان پوشاك يا وسيله را بخريد چند درصد به شما كمك مى كند تا به هدف خود برسيد؟ آيا نمى شود با كمى خوشفكرى، از آنچه كه داريد به گونه اى استفاده كنيد كه كارتان را راه بيندازد؟ براى مثال مى توان براى كوهنوردى هاى چندساعته تا يك روزه به جاى خريدن كوله پشتى هاى نو و گرانبها، از همان كوله پشتى اى كه به مدرسه مى برديد يا كوله دست دوم دوست تان استفاده كنيد. يا در مراحل بعدى كه نياز به كيسه خواب داشتيد، مى توانيد به جاى خريد يك كيسه خواب عالى و گرم- كه بسيار گران است- يك كيسه خواب متوسط بخريد و به جاى آن كه در كيسه خواب عالى خود مجبور شويد همه پوشاك خود را درآوريد، با پوشاك كامل و حتى كت پر بخوابيد. به دنبال كالاهاى «مارك دار» و معروف خارجى هم نگرديد. امروزه به راستى دشوار است كه دريابيد كالاى موردنظر شما با فلان مارك معروف، در كشور اصلى يا با استانداردهاى اصلى ساخته شده يا در چين و تايلند و... بهتر است در هر مورد كه ممكن است، كالاهاى ساخت داخل را بخريد كه هم ارزان تر هستند، هم در بسيارى موارد بهتر از انواع چينى و تايلندى و اگر عيبى پيدا كنند، مى توانيد براى تعويض يا تعمير به سازنده آن مراجعه كنيد. در عين حال، خريد كالاهاى ايرانى به پيشرفت اقتصاد كشور كمك مى كند و انتقادها و پيشنهادهاى شما در مورد كيفيت كالا مى تواند آنها را بهتر كند. در انتخاب هر وسيله، بكوشيد از نظر كسانى كه از آن استفاده كرده اند، بهره ببريد و تا حد امكان، پيش از خريد نمونه اى از آن را كه در اختيار دوستان تان است، امتحان كنيد و در هر حال با كوهنوردان يا فروشندگان باتجربه مشورت كنيد. يكى از وسايلى كه خوب است از همان نخستين روزهاى كوهنوردى به كاربرد آن عادت كنيم، چوب دست يا باتوم (در اصل: baton) پياده روى است. باتوم، به تقسيم وزن بدن و انتقال بخشى از ضربه ها و فشارها به دست كمك مى كند و به اين ترتيب از فشار بيش از حد به زانوها كه اندام هايى بسيار حساس هستند، جلوگيرى مى كند. باتوم در حفظ تعادل و جلوگيرى از زمين خوردن و نيز پيچ خوردن پا كه مى تواند به مچ پا آسيب برساند، بسيار موثر است.

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:45 | 
سفر به دالان کوه
سفر به دالان كوه جمعه 2/9/1386

ارتفاع موقعيت ازسطح آبهاي آزاد2850 متر

http://i10.tinypic.com/81ft53p.jpg

 

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:42 | 
سفر به کویر مرنجاب 24/8/1386
سفر به كوير مرنجاب

 درشمال شهرستان آران وبیدگل ازتوابع شهرستان کاشان دراستان اصفهان قراردارد.این کویرازشمال به دریاچه نمک آران وبیدگل ،ازغرب به کویر مسیله ودریاچه نمک حوض سلطان وحوض مره ،ازشرق به کویربند ریگ وپارک ملی کویر وازجنوب به شهرستانهای  آران وبیدگل محدودمی شود.

ارتفاع متوسط کویرمرنجاب از سطح آبهای آزاد درحدود۸۵۰ متر می باشد.قسمت عمده این کویر پوشیده از تپه های شنی وریگزاراست.این منطقه از نظر پوشش گیاهی بسیار غنی وبیشتر شامل گیاهان شور پسند از جمله درختهای گز وتاق وبوته های قیچ است.

پوشش جانوری منطقه بدلیل وجودآب وغذای فراوان غنی است .از جمله حیوانات این منطقه می توان به گرگ ،شغال،کفتار،روباه شنی ،گربه شنی ،بزمجه ،آفتاب پرست ،انواع مارمولک،مار،عقرب،تیهو،عقاب،شاهین و...اشاره کرد

عكس هاي كوير:

http://i2.tinypic.com/6y5qdsl.jpg

http://i18.tinypic.com/6jbe16q.jpg

 

پي نوشت :

ما شب توي كوير از سرما بخ زديم !

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:41 | 
غارسراب
سفر به غار سراب...چهار محال بختياري ...شهركرد
جمعه 18/8/86


غار سراب در ۲۱ کیلومتری شمال غربی شهر فارسان و ۶ کیلومتری شهر باباحیدر در دره‌ای و در 

مجاورت روستای امیدآباد قرار دارد. از جاده آسفالته تا خود غار حدود ۱۵ دقیقه راه است که در حال حاضر جز پیاده روی امکان رفتن با هیچ وسیله دیگری وجود ندارد. برای وارد شدن به غار باید از باریکراهی به موازات دره‌ای که آبی در بستر آن جاری است به طرف سرچشمه بالا آمد. سرچشمه‌ای که از آن این آب سرد خارج می‌‌شود در حقیقت دهانه دیگر غار سراب است. (نام غار بر گرفته از همین سرچشمه است.

سراب به معنی واژه سراب معمول نیست، بلکه به معنی سرآب یا بالای آب است که در گویش محلی این منطقه بسیار متداول است). پس از رسیدن به سرچشمه، باریکه راهی در طرف چپ چشمه دیده می‌‌شود که ما را به دهانه دیگر غار هدایت می‌‌کند. دهانه غار در میان صخره‌های زمخت و بوته‌های گون وحشی قرار دارد. برای ورود به غار حد اقل چیزی که لازم است روشنایی است. بدون چراغ رفتن به درون غار اصلاً ممکن و عاقلانه نیست. ورودی این غار زیبا و شگفت انگیز نسبتاً کوچک است، پس از یکی دو قدم که خمیده می‌‌رویم، غار به یک دالان تالارمانندی منتهی می‌‌شود در اینجا ارتفاع کف غار تا سقف گاه تا ۱۵ متر می‌‌رسد.
این دالان زیباترین قسمت غار است که به قندیلهای زیبایی آراسته شده است. پس از دالان، غار به دو راهرو اصلی تقسیم می‌‌گردد که هر کدام از این راهروها خود به شاخه‌ها و حفره‌های دیگری منتهی می‌‌گردند. فعلاً بیش از ۶۰۰ متر از این دو دهانه قابل دسترسی نیست. از یکی ازدهانه‌های غار، آب سردِ خروشانی بیرون می‌‌آید که در بستر غار به صورت چشمه آب سردی جاری است. این آب وارد همان دره‌ای می‌‌شود که قبلاً از آن یاد کردیم".

 

عكس هاي غار:

http://i7.tinypic.com/6tknehs.jpg

 

 

http://i6.tinypic.com/82munhd.jpg

 

http://i8.tinypic.com/8fevbt1.jpg

 

 

 

پي نوشت:
برنامه هاي آينده :

كوير مرنجاب

غار بابا جابر

غارپريان

غار كهك...

 

سبز باشيد

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:37 | 
غار خواصه تراش
سفر به غار خاصه تراش....جاده اردستان اصفهان

جمعه 11/8/1386

نمايي از ساختار وسنگهاي تشكيل دهنده غار:

http://i6.tinypic.com/4pvc7ko.jpg

 

http://i1.tinypic.com/6f7grif.jpg

 

 

http://i19.tinypic.com/5zp9szq.jpg

غروب زيباي منطقه خاصه تراش...ارتفاعات

http://i4.tinypic.com/62da3vq.jpg

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:36 | 
سفبه دیان
سفر به ديان از مسير روستاي سيانك

جمعه 27/7/1386

 

وباز هم پاييز هزار رنگ.......

 

http://i23.tinypic.com/2i87ryp.jpg

 

 

 

http://i23.tinypic.com/2dr5n6b.jpg

 

 

رشته كو ه ديان....

 

http://i20.tinypic.com/zjtok5.jpg

 

 

 

http://i22.tinypic.com/22nqyh.jpg

 

ومن اون بالا بالا ها......

 

پي نوشت

برنامه بعدي ما بستگي داره به برنامه اين ها

:http://www.parsins.com/

يه برنامه يك ونيم روزه به كوير مرنجاب وديدن باران شهاب سنگ !!!!!

 

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:35 | 
چشمه ناز
پاييز چشمه ناز

20/7/1386

 

http://i20.tinypic.com/if4abp.jpg

 

 

http://i21.tinypic.com/o0tg68.jpg

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:33 | 
ابیانه
نمايي از ابيانه...

 

http://i7.tinypic.com/6gkfvrc.jpg

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:32 | 
سفر به چادگان از مسير((يان چشمه))
پنج شنبه 7/4/1386
********************
لب دريا برويم،
تور درآب بيندازيم
وبگيريم طراوت را از آب...

.
.
طلوع زيباي  آفتاب چادگان...
http://i23.tinypic.com/2958eic.jpg

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:30 | 
چشمه آب سفید بروجن

سفر به چشمه اب سفيد از مسير روستاي سر پيرجمعه ا/4/1386

 

 

******************************************************

 

 

من چون چشمه سحر آمیزم
اشکم که ز چشم زرین بیرون ریزم
آبم ولی از دل سنگ بر می خیزم

زده شیدایی به سرم
که به هر سو میگذرم
ز هر کجا بر آرم سر
شود زمین ز اشک من تر
دل رهگذران ببرم
من چون چشمه سحر آمیزم

به دل رازی نهان دارم
غم عشقی به جان دارم
ولی خاموشم

صفای آبی به بر من
فتد هر جا گذر من
پر از گلهای خود رو
شود آغوشم

میگریم میجوشد
شود چو مینای می نهان در گلو خروشد
میگریم میجوشد
شود چو مینای می نهان در گلو خروشد
مرا بود چون چشمه شوری در دل
به دلبری من خود غافل
به هر کجا گذر کنم شورانگیزم
به هر کجا گذر کنم شورانگیزم
من چون چشمه سحر آمیزم
اشکم که ز چشم زرین بیرون ریزم
آبم ولی از دل سنگ بر می خیزم
زده شیدایی به سرم
که به هر سو میگذرم
ز هر کجا بر آرم سر
شود زمین ز اشک من تر
دل رهگذران ببرم


*********************************

 

 

چشمه اب سفيد

 

 

سختي املاح معدني آب اين چشمه نسبت به آبهاي معدني ديگر در جهان در حد سبكي ‪۱۴۰ است و اين آب يكي از سالمترين و سبك‌ترين آبهاي ايران و جهان است. 
دبي خروجي اين چشمه كه در ارتفاع دو هزار متري واقع شده ، سه مترمكعب در ثانيه است

 

 

اين چشمه يكي از زيباترين چشمه‌هاي كشور است كه آب آن نيز بسيار سرد و خنك است

 

 

اين چشمه تالاب چغاخور را سيرآب مي‌كند و پس از طي طريق درميان كوهساران راهي كارون و خروشندگي آن مي‌شود

 

 

********************************************************************************************

 

 

عكس چشمه از خودم!

 

 

 

 

 

 

 

سبز باشيد

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:23 | 
بی بی سیدان سمیرم اصفهان
سفر به بي بي سيدان جمعه 25/3/1386
**********************
در فاصله 48 كيلومتري جنوب غربي سميرم و در مجاورت روستايي به همين نام واقع است،چشم اندازي زيبا و مناطقي بكر و ديدني.
***********************
همه می پرسند :
چيست در زمزمه مبهم آب ؟
چيست در همهمه دلکش برگ ؟
چيست در بازی آن ابر سپيد ،
روی اين آبی آرام بلند ،
که تو را می برد اينگونه به ژرفای خيال ؟
چيست در خلوت خاموش کبوترها ؟
چيست در کوشش بی حاصل موج ؟
چيست در خنده جام ؟
که تو چندين ساعت ،
مات و مبهوت به آن می نگری ؟!
نه به ابر ،
نه به آب ،
نه به اين آبی آرام بلند ،
نه به اين خلوت خاموش کبوترها ،
نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام ،
من به اين جمله نمی انديشم .
من ، مناجات درختان را هنگام سحر ،
رقص عطر گل يخ را با باد ،
نفس پاک شقايق را در سينه کوه ،
صحبت چلچله ها را با صبح ،
نبض پاينده هستی را در گندم زار ،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ،
همه را می شنوم
  می بينم .

من به اين جمله نمی انديشم !

به تو می انديشم
ای سراپا همه خوبی ،
تک و تنها به تو می انديشم .
همه وقت
همه جا
من به هرحال که باشم به تو می انديشم .

تو بدان اين را ،

 تنها تو بدان !
تو بيا
تو بمان با من ، تنها تو بمان !

جای مهتاب به تاريکی شب ها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گل ها تو بخند .
اينک اين من که به پای تو درافتادم باز

ريسمانی کن از آن موی دراز ،
تو بگير ،

تو ببند !
تو بخواه

پاسخ چلچله ها را ، تو بگو !

قصه ابر هوا را ، تو بخوان !

تو بمان با من ، تنها تو بمان !
در دل ساغر هستی تو بجوش !

من همين يک نفس از جرعه جانم باقی است

آخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش !


                                               " فريدون مشيری "

***********************************

http://i9.tinypic.com/6gohtaf.jpg

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:20 | 
سفر به کاهکده
سفر3روزه به كاهكده بهشت پنهان ايران
تاريخ13/3/1386
.
دشت هايي چه فراخ
كوه هايي چه بلند!
در گلستانه چه بوي علفي مي امد
من در اين آبادي ،پي چيزي مي گشتم:
پي خوابي شايد،
پي نوري ،ريگي ،لبخندي....من چه سبزم امروز....
                                                                     سهراب

........................................
همسفران :
احسان ومهدي مصطفي الهام بهناز مهناز مينا محمد و ايوب و بقيه..!!
*****************************
عكس هاي سفر:ازاين همه عكسي كه گرفته بودم واقعا گيج شده بودم كه كدومش بزنم!!
http://i7.tinypic.com/678061e.jpg


http://i7.tinypic.com/503kx9u.jpg

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:16 | 
آبشار تله زنگ(شوی)

سفر به آبشار تله زنگ (شوي )

 

تاريخ حركت :9/ا/1386

 

 

مشخصات آبشار تله زنگ:

 

آبشار تله زنگ واقع در بين دو استان خوزستان و لرستان يكي از زيباترين آبشارهاي ايران كه گاهي نيز از آن به عناوين بهشت پنهان ايران يا نياگاراي ايران ياد ميشود.

 

اين آبشار به علت واقع شدن در ابتداي استان خوزستان از آب و هواي گرم برخوردار مي باشد به همين علت جهت بازديد و بهره بردن از اين طبيعت زيبا محدوديت زماني وجود دارد.زمان بازديد از اين آبشار از 15 اسفند  تا اواخر فروردين مي باشد. ولي بهترين زمان از 15 لغايت 15 فروردين مي باشد بعد از اين زمان گرما منطقه كمي آزار دهند مي باشد.

 

 

راه دستيابي به آبشار:

 

راه رسيد به منطقه فقط و فقط قطار مي باشد. هيچگونه راه اتوميبل رو وجود ندارد. دوستاني كه قصد سفر به اين آبشار را دارند مي بايست به اين نكته توجه كنند كه حتما مي بايست  فقط از قطار عادي  تهران به انديمشك استفاده كرد. چرا كه قطار هاي درجه و اكسپرس در ايستگاه تله زنگ توقف نخواهد داشت . خود ما از دورود سوار قطار شديم وپس از گذشتن از ايستگاههاي  قارون ،چشمه بيشه ،چمسنگر،سپيد دشت ،تنگه هفت وتنگه پنج  به ايستگاه تله زنگ مي رسيم

 

 

وسايل، امكانات و ملاحظات :

 

 

افراد مي بايست به تعداد روزهايي كه در كنار آبشار استراحت مي كنند وسايل ضروري كه در برنامه هاي كوهپيمايي نياز هست را به همراه داشته باشند. ولي ذكر چند نكنه مي بايست مورد توجه قرار گيرد.

 

1- معمولا در هنگام بهار منطقه مستعد بارندگي هاي شديدي مي باشد. كوهنوردان و علاقمندان طبيعت مي بايست پلاستيكي براي چادرهاي خود در نظر بگيرند كه مانع از خيس شدن خود و وسايل خود هنگام بارندگي گردند.

 

 

2- با توجه به محدود بودن سوخت هيزم ، گروها مي بايست حتما چراغ خوراك پزي به همراه داشته باشند.

 

 3- با توجه به اينكه در قسمتي از مسير مي بايست از مسير سنگي عبور كنند.حتما از كفش مناسب كه بر روي سنگ ها سر نخورد داشته باشند.

 

4- هنگام برپا كردن چادرهاي مكان مناسبي را در نظر بگيرند كه درهنگام بارندگي آب به زير چادر نرود براي جلوگيري مي توان پس از برپا كردن چادر كنار چادر آبرفتي به فاصله چند سانتي متر ايجاد كرد.

 

5- حتما براي جلوگيري از آفتاب سوختگي كلاه نقابدار و كرم ضد آفتاب به همراه داشته باشيد....خودمن صورتم حسابي سوخت!!

 

 

 

6- وسايل كمك هاي اوليه به همراه داشته باشيد.

 

 

7- با توجه به اينكه وسايل برخي گروه ها در گذشته مورد دستبرد برخي افراد بومي قرار گرفته بهتر است حداقل در گروهاي شش نفر به بالا به منطقه برويد.

 

گروهي كه ما با هم همراه بوديم حدود 70 نفر بوديم

 

 

8- براي ديدن از آبشار بهتر است تعدادي در كنار وسايل و چادر ها بمانند و تعداد ديگر براي بازديد آبشار بروند.

 

 

 

 

 

مسير:

 

 

معمولا قطارهاي عادي ساعت 1.30 دقيق صبح به ايستگاه تله زنگ مي رسد. كوهنوردان مي بايست شب را در مسجدي كه در كنار ايستگاه راه آهن است را سپري كنند . و صبح روز بعد براي جلوگيري از گرما زدگي افراد گروه صبح زود حدود ساعت 6 كوله هاي خود را بسته راهي آبشار شوند تا قبل از طلوع آفتاب قسمتي از مسير را سپري كنند . طول مسير با توجه به تعداد افراد گروه و توان آنها از چهار تا پنج و نيم ساعت طول مي كشد. هنگامي كه صبح هنگام كوله خود را در ايستگاه بستند و ظرف ها آب خود را پر كردند.مي بايست از سمت را ست ايستگاه بطرف پل راهي شوند در مجاورت تونل راهي پا كوب وجود دارد كه مي بايست از آن عبوركرده و به پل مي رسند واز روي پل قبل از اينكه قطاري برسد عبور كنند.بعد از اتمام پل در سمت راست به طرف پايين سرازيرميشويم و راه پا كوب را در پيش مي گيريم. در مجاورت رودخانه به مسير ادامه مي دهيم تا جايي كه تپه پيش روي را دور زده وبه منطقه دشت مانند پيش روي مي رسيم در اين قسمت مي بايست مسير خود را به توجه قبرستان كه در جلوي ماست انتخاب كنيم به سمت قبرستان كه كاملا ديده مي شود مي رويم و از مسير پاكوبي كه در وسط قبرستان است عبور مي كنيم ( توقف و نگاهي به قبرستاني كه چينش سنگ بر روي قبور خالي از تفكر نيست) بعد از عبور از گورستان كوچك شيب پيش رو را ادامه داده به سمت بالا مي رويم پس از حدود 10 دقيقه به بلنديي مي رسيم كه درسمت راست ما روستايي با دو خانوار و خانه هاي سنگ چين قرار دارد. سپس مسير خود را به سمت چپ ادامه مي دهيم وراه پا كوپ را پيش مي گيريم تا در رو به رو به ديوارهاي سنگ چين برمي خوريم در كنار ديوارهاي سنگ چين بطرف بالاي تپه مي رويم و از آنجا به سمت دره سرازير مي شويم تا به رودخانه برسيم در كنار رودخانه به درخت نخلي مي رسيم بعد رسيد به رودخانه مي بايست مسيري را از روي سنگ ها براي عبور از عرض رودخانه انتخاب كرده وعبور كنيم . در سمت را ست خود روستايي سرسبزي را مشاهده مي كنيم كه بسيار سرسبز مي باشد. اسم اين روستا شوي مي باشد. مي بايست مسير خود را به سمت اين روستا ادامه دهيم در كنار روستا مي بايست در طول مسير پا كوب ادامه دهيم تا به جوي آبي برسيم در امتداد اين جوي آب ادامه داده تا به انتهاي مسير جوي آب مي رسيم دراين هنگام مي بايست مسيري را از كنار صخره اي عبور و وارد دره شويم بعد از طي حدود 50 متر در اولين در به سمت راست رفته ومسير را ادامه مي دهيم تا هنگاميكه از مسير هاي سيم گذاري شده عبور كنيم و مسير مشخص شده را پيش مي گيريم تا بعد از حدود3ساعت  به بالاي رودخانه مي رسيم كه آبشار نيز از آنجا پيداست. در مجاورت رودخانه محلي را مي بايست براي اقامت پيدا كرد. ولي نكنه اي كه مي بايست به آن دقت كرد اين است كه در مجاورت آبشار معمولا رطوبت آبشار باعث اذيت افراد ميشود و در كنار رودخانه نيز مي بايست فاصله در حدي باشد كه صداي آب خيلي زار دهنده نباشد.

 

همسفرا ن در اين برنامه :

 

آقاي دفتريان سرپرست گروه

 

فتانه ،اسمائيل ،اقاي مهندس سيد قلعه همراه  برادرشون

 

امير رضا ومهدي

 

و....كلي از بچه هاي با حال از گروه آرين وققنوس

 

عكس هاي ابشار:

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:11 | 
تنگه خرس داران اصفهان
سفر به تنگه خرس جمعه 28/2/1386

|+| نوشته شده توسط روح در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 23:6 |